رفتم بانک چک به حساب خوابوندم
به مبلغ خیلی
وام بود
چون ما از این پولا بدون وام نمیتونیم بدست بیاریم
صبح کابوس میدیدم بخاطر این چک
آماده شدم و از خونه زدم بیرون،داخل کوچه بودم هر لحظه حس میکردم الان منو میدزدن
رفتم خیابون،زیر درخت داشتم میرفتم اونور خیابون
که...
کصافط گنجشکه رید رو روسریم
میخواسم برگردم خونه،میخواسم زنگ بزنم داداشم بیا ببین چادرم چلغوزیه؟؟میگفتم کاش مامانمم بود میدید چادرمو
لامصب غرور گرفت منو،این گنجشکه رید گف کمتر خودتو بگیر که با یه حرکت آبروتو میبرما
دست بردم چلغوز کثیفش به دستم خورد
دنبال مغازه لباس فروشی بودم(فروشنده خانوم باشه ها) برم داخلش یه غلطی کنم دیگه مثلا فروشنده بگم ببین چلغوزیم؟؟
بسته بود
محل تیرخورده روسریمو نگه داشتم و رفتم تو کوچه داخل آینه کیف پول دیدم فقط اول روسریمه پاک نمودم
باز خوبه کلاغ نبود
با خودم گفتم کاش زودتر میرفتم اونور خیابون بعد دوباره به خودم گفتم شاید اینور خیابون کلاغ موشک پرتاپ میکرد
بعد شک داشتم چادرمم نباشه،حالا رفتمم بانک مردم یجور نگاه میکردن حس کردم این گنجشکه چادرمم خراب کرده
داداشم کار بانکی داشت سپرد به من،دوبار زنگ زد ج ندادم و دیگه زنگ زدم گفتم بیا خودت درست کن کارتتو
میخواسم بیاد چادرمو ببینه ها
اومد گفتم چادرم چلغوزیه؟؟
نه
من
پشت نویسی چک
اصن حس میلیاردر بودن بهم دست داد
بعد این چک میذاشتم رو میز حس میکردم الان یکی میاد میدزده
خدایا این حس خوب ادامه دار کن لدفا
ما را در سایت حرکت تاریخی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44