حرکت تاریخی...

خرید بک لینک
امروز بزرگترین حرکت تاریخی در طول عمرم زدم^__^

رفتم بانک چک به حساب خوابوندمبه مبلغ خیلیوام بودچون ما از این پولا بدون وام نمیتونیم بدست بیاریم

صبح کابوس میدیدم بخاطر این چکآماده شدم و از خونه زدم بیرون،داخل کوچه بودم هر لحظه حس میکردم الان منو میدزدنرفتم خیابون،زیر درخت داشتم میرفتم اونور خیابونکه...

کصافط گنجشکه رید رو روسریممیخواسم برگردم خونه،میخواسم زنگ بزنم داداشم بیا ببین چادرم چلغوزیه؟؟میگفتم کاش مامانمم بود میدید چادرمولامصب غرور گرفت منو،این گنجشکه رید گف کمتر خودتو بگیر که با یه حرکت آبروتو میبرمادست بردم چلغوز کثیفش به دستم خورددنبال مغازه لباس فروشی بودم(فروشنده خانوم باشه ها) برم داخلش یه غلطی کنم دیگه مثلا فروشنده بگم ببین چلغوزیم؟؟بسته بود محل تیرخورده روسریمو نگه داشتم و رفتم تو کوچه داخل آینه کیف پول دیدم فقط اول روسریمه پاک نمودم باز خوبه کلاغ نبودبا خودم گفتم کاش زودتر میرفتم اونور خیابون بعد دوباره به خودم گفتم شاید اینور خیابون کلاغ موشک پرتاپ میکردبعد شک داشتم چادرمم نباشه،حالا رفتمم بانک مردم یجور نگاه میکردن حس کردم این گنجشکه چادرمم خراب کرده داداشم کار بانکی داشت سپرد به من،دوبار زنگ زد ج ندادم و دیگه زنگ زدم گفتم بیا خودت درست کن کارتتومیخواسم بیاد چادرمو ببینه هااومد گفتم چادرم چلغوزیه؟؟نهمن

پشت نویسی چکاصن حس میلیاردر بودن بهم دست دادبعد این چک میذاشتم رو میز حس میکردم الان یکی میاد میدزده

خدایا این حس خوب ادامه دار کن لدفا

حرکت تاریخی......

ما را در سایت حرکت تاریخی... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 14:53

صفحه بندی